عدالت و اميرالمؤمنين علي(ع)

حسينيه شهيد محمّد علي دولت آبادي

عدالت و اميرالمؤمنين علي(ع)

۸۴ بازديد

عدالت واميرالمومنين(ع)،هيئت زوارالحسين(ع)

عدالت و اميرالمؤمنين علي(ع)

يكي از محورهاي عميق اصلاحات در فرهنگ اسلامي و سيره علوي(ع)، موضوع عدالت اجتماعي است. عدالت از اركان سعادت انسان‌هاست. در ساير عدالت، روابط اجتماعي و سياسي برقرار و پايدار خواهد ماند. يكي از محورهاي اصلي اصلاحات در سيره آن بزرگوار تأكيد بر اجراي عدالت بود و عدالت‌خواهي آن بزرگوار، موجب شهادت آن حضرت شد. دوستداران آن امام مظلوم بايد هرچه بهتر و بيشتر در جهت شناخت عدالت و تحقق عدالت تلاش كنند و پيروان و شيعيان راستيني براي او باشند كه پيامبر(ص) فرمود: علي و شيعته هم الفائزون1. آري علي و پيروان واقعي آن حضرت،‌ پيروز واقعي‌اند. اكنون با توجه به اين موضوع مهم نگاهي داريم به مفهوم عدالت و راه‌هاي گسترش و تحقق آن در جامعه اسلامي و كشور عزيزمان، ‌باشد تا چراغ راهنمايي باشد براي همه عدالتخواهان و شيفتگان امام و عدالت انشاءالله.
مفهوم عدل، عدالت، قسط، حق، آزادي در طول تاريخ از مفاهيم بسيار عميق و گسترده و داراي تعاريف گوناگون و تعابير فراواني نزد انديشمندان، محققان، فيلسوفان و صاحبنظران بوده است. در فرهنگ اسلامي و ميراث گرانسنگ علوي(ع) عدالت در دو حوزه ديده مي‌شود:
الف- حوزه تكوين و نظام خلقت يا عدل در خلقت
ب- حوزه تشريع و قانون‌گذاري

عدالت واميرالمومنين(ع)،هيئت زوارالحسين(ع)

لطفا براي مشاهده متن كامل، روي ادامه مطلب كليك كنيد!!!

 

عدالت واميرالمومنين(ع)،هيئت زوارالحسين(ع)

عدالت و اميرالمؤمنين علي(ع)

يكي از محورهاي عميق اصلاحات در فرهنگ اسلامي و سيره علوي(ع)، موضوع عدالت اجتماعي است. عدالت از اركان سعادت انسان‌هاست. در ساير عدالت، روابط اجتماعي و سياسي برقرار و پايدار خواهد ماند. يكي از محورهاي اصلي اصلاحات در سيره آن بزرگوار تأكيد بر اجراي عدالت بود و عدالت‌خواهي آن بزرگوار، موجب شهادت آن حضرت شد. دوستداران آن امام مظلوم بايد هرچه بهتر و بيشتر در جهت شناخت عدالت و تحقق عدالت تلاش كنند و پيروان و شيعيان راستيني براي او باشند كه پيامبر(ص) فرمود: علي و شيعته هم الفائزون1. آري علي و پيروان واقعي آن حضرت،‌ پيروز واقعي‌اند. اكنون با توجه به اين موضوع مهم نگاهي داريم به مفهوم عدالت و راه‌هاي گسترش و تحقق آن در جامعه اسلامي و كشور عزيزمان، ‌باشد تا چراغ راهنمايي باشد براي همه عدالتخواهان و شيفتگان امام و عدالت انشاءالله.
مفهوم عدل، عدالت، قسط، حق، آزادي در طول تاريخ از مفاهيم بسيار عميق و گسترده و داراي تعاريف گوناگون و تعابير فراواني نزد انديشمندان، محققان، فيلسوفان و صاحبنظران بوده است. در فرهنگ اسلامي و ميراث گرانسنگ علوي(ع) عدالت در دو حوزه ديده مي‌شود:
الف- حوزه تكوين و نظام خلقت يا عدل در خلقت
ب- حوزه تشريع و قانون‌گذاري

عدالت واميرالمومنين(ع)،هيئت زوارالحسين(ع)
 
عدالت اجتماعي
در تفسير و تبيين و مفهوم عدالت شايد بهترين تعبيرها از وجود مبارك اميرالمؤمنين(ع) باشد كه فرموده‌اند:
1- اعطاء كل ذي حق حقه؛ يعني حق هر صاحب حقي را به او دادن و مراعات شايستگي‌ها را نمودن و يا فرموده‌اند:
2- وضع الشيء في موضعه1؛ هرچيزي را در جايگاه خودش قرار دادن.
3- در بعضي موارد و تفسيرها عدالت به توزيع عادلانه و نيز به برابري و مساوات و توازن و نبود تبعيض و رعايت اصل تفاوت نه تبعيض و نيز مراعات بايستگي‌ها و شايستگي‌ها و استحقاق و توزين صحيح امكانات و فرصت‌ها و منابع و اعتدال و مانند آن نيز از اين واژه بلند و آسماني ياد شده است.
همان‌ طور كه اميرالمؤنين(ع) در خطبه 216 نهج‌البلاغه، معروف به خطبه حقوق، در زمينه حقوق اساسي و حقوق حاكم و مردم بيان مي‌فرمايد و سخن از حق و ابعاد ژرف و گسترده آن به ميان مي‌آورد:
فَالْحقٌ أَوْسَعُ الأشْيَاءِ فِي الّتوَاصُفِ، وَأَضْيَقُهَا فِي التّنَاصُفِ،2 حق وسيع‌ترين چيزها در مقام توصيف و تعريف است، ليكن در مقام انصاف و اجرا و پياده‌كردن سخت‌ترين، تنگ‌ترين و حساس‌ترين موضوع است.
الحق اين بيان نوراني در رابطه با عدل و قسط و آزادي نيز سازگار است و چه تعاريف وسيع و دهان پُركن و زيبا در رابطه با عناوين ياد شده در دنيا و در شرق و غرب و فرهنگ‌هاي مختلف و در طول تاريخ ارائه شده و ارائه مي‌شود، اما يك تعريف استاندارد و قابل قبول و مورد توافق همه كجاست و مهم‌تر ميدان عمل و اجراست كه دو صد گفته چون نيم كردار نيست. و به راستي بسياري از مدعيان و سردمداران عدالت در ميدان عمل و اجرا از همه پياده‌ترند و در لاف و گزاف فرياد برمي‌دارند اما در صحنه رفتار و عمل و پياده كردن عدالت كمتر شاهد تحقق عدالت واقعي و شيرين‌تر از عسل هستيم.
امام صادق(ع) فرمودند: العدل احلي من الشهد و الين من الزبد و ازيب ريحاً من المسك (بحار، ج 72: 39)؛
عدالت از عسل شيرين‌تر و از سرشير و كره نرم‌تر و از مشك مطبوع‌تر و خشبوتر است. الْعَدْل يَضَع الأمُوِرَ مَوَاضِعَهَا وَ الْجُودُ يُخْرِجُهَا مِنْ جِهَتِهَا ـ وَ الْعَدْلُ سَائِسّ عَامٌ وَ الْجُودُ عَارِضٌ خَاصٌ ـ فَالْعَدْلُ أَشْرَفُهُمَا وَ أَفْضَلُهُمَا.1
عدالت در معارف الهي و بشري در كليه شئون، ابعاد، حوزه‌هاي فكري، فرهنگي، سياسي، حقوقي، اجتماعي، اقتصادي، اخلاقي و مانند آن قابل بحث و بررسي و توجه و به‌عنوان يك محور و بلكه به‌عنوان ستون فقرات ملت‌ها و امت‌ها و ستون فقرات هر جامعه‌اي است. عدالت چراغ راهنما و مشعل پُرفروغ فضيلت و معيار ارزش‌هاست.
در بيانات نوراني اميرالمؤمنين(ع) ده‌ها جمله ارزشمند و درخشان و آموزنده در زمينه عدالت آمده و اساس بر عدل نفساني و اخلاقي و دوري از هواها ذكر شده است. و نيز فرموده است بايد از بهترين و محبوب‌ترين كارها نزد زمام‌دار نزديك‌ترين آنها به حق و وسيع‌ترين آنها در برقراري عدالت و جامع‌ترين آنها در راه تأمين رضايت مردم باشد، چرا كه بي‌ترديد خشم توده مردم رضايت خواص و برگزيدگان را بي‌اثر مي‌سازد. در صورتي كه خشم خواص با رضايت توده مردم (عموم مردم) قابل جبران و گذشت است.2
در اين بيان نوراني بر سه محور تأكيد شده است:
1- اوسطها في الحق، از همه به حق و اعتدال نزديك‌تر
2- اعمها في العدل، و به عدالت فراگيرتر و عمومي‌تر
3- اجمعها لرضي الرعيه، و در تأمين رضايت مردم جامع‌تر و باز فرمود انّ افضل قره عين الولاه استقامه العدل في البلاد.3   
و در سخنان حكمت‌آموز خود از عدالت به‌عنوان فضيلت انسان، فضيلت زمامدار، بهترين حكم و بهترين نوع حكومت، قوي‌ترين اساس و بنياد، مايع قوام و پايداري جامعه، عامل حيات احكام الهي، فوز و كرامت براي انسان‌ها،‌ سرّ ايمان و جامعه احسان و نيكي و خير و فلاح و صلاح ياد كرده است.
آري عدالت به‌عنوان سياستي عمومي و فراگير و ميزاني كه همه چيز را در جاي خود قرار مي‌دهد، شاهين پايداري، قوام و دوام جوامع و محور حركت دولت‌ها و ملت‌هاست. البته نبايد انتظار عدالت در حق ديگران را داشت در صورتي كه خود از عدالت بي‌بهره بود كه اول بايد در عرصه‌هاي شخصي و شخصيتي پايبند به عدالت بود تا آنگاه بر حق ديگران به عدالت نشست. آري ميزان عدالت و عدالت‌خواهي در در حق ديگران پياده‌كردن در وجود خود انسان است كه قد الزم نفسه العدل فكان اول عدله نفي الهوي عن نفسه1.
در هر صورت لازم است در كشور عزيز ما و در نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران با توجه به مباني ديني و ارزشي و دو اصل عدل و امامت و اهداف مقدس انقلاب اسلامي و آرمان‌هاي امام راحل(رض) و تأكيدات رهبر معظم انقلاب اسلامي و ضرورت الگوسازي و ايجاد نظامي بر اساس عدل و احسان و ايمان و اخلاق و معنويت، تعاريف روشن در زمينه عدالت ارائه كرده و شاخص‌ها و عناصر و مؤلّفه‌ها و معيارهاي روشن و استانداردهاي مناسب و لازم براي تحقق آرمان‌هاي بلند انقلابي و اسلامي رائه داد و زمينه را براي حاكميت عدالت و قسط در كليه حوزه‌ها فراهم ساخت و يكي از بزرگترين اهداف انبياء عظام(ع) را عينيت بخشيد. چون انبياء(ع) براي كشورگشايي و پست و مقام قيام نكردند، بلكه براي برقراري عدالت و قسط به پا خواستند و در اين راه رنج‌ها بردند و فداكاري‌ها كردند؛ "لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَأَنزَلْنَا مَعَهُمُ الْكتَابَ وَالْميزَانَ لِيَقُومَ النّاسُ بِالْقِسْطِ وَأَنزَلْنَا الْحَدِيدَ فِيهِ بَأْسٌ شَدِيدٌ وَمَنَافِعُ لِلنّاسِ وَلِيَعْلَمَ الله مَن يَنصُرُهُ وَرُسُلَهُ بِالْغَيْبِ إِنّ الله قََوِيٌ عَزِيزٌ"2.
در رابطه با گسترش عدالت در حوزه‌هاي مختلف سياسي و اجتماعي و اقتصادي نخست بايد استراتژي‌ها و سياست‌ها وتدابير لازم و برنامه‌ريزي و سازماندهي و مديريت لايق و شايسته همراه با برنامه‌هاي فرهنگي و تبليغي با بيان شاخص‌ها و مؤلفه‌ها و عناصر اصلي و سهم هر عنصري در تأمين عدالت اجتماعي و در زواياي گوناگون و حوزه‌هاي مختلف، مشخص و آنگاه با نظارت و كنترل و ارزيابي دقيق و پيوسته، مسير، بررسي و بازنگري و تكميل اصلاح شود و ضعف‌ها جبران و نواقص برطرف شود تا امكان دسترسي به اهداف مورد نظر از عدالت فراهم آيد و الا با حلوا گفتن دهان شيرين نمي‌شود.

عدالت واميرالمومنين(ع)،هيئت زوارالحسين(ع)


در اين رابطه چند نكته اصلي را يادآور مي‌شود:
1- ايجاد فرهنگ عدالت‌خواهي و عدالت‌گرايي و حمايت از عدالت و ايجاد زمينه‌ها و بسترهاي مناسب براي برقراري و تأمين عدالت و در حقيقت فرهنگ‌سازي و تربيت نيروهاي كارآمد و كيفي و متعهد و مقيّد براي پياده كردن عدالت و ايجاد خواستگاه‌هاي عدالت‌خواهانه و تلاش براي حاكميت عدل و داد و قسط و مساوات و برابري و برادري و حقوق الهي، انساني، شرط اساسي براي تحقق عدالت است.
2- تربيت انسان‌هاي عادل و متعهد كه تقوا و عدالت براي آنان اصل و ارزش و موجب كرامت و مايه افتخار و عزت دنيا و آخرت باشد و مصداق اين بيان نوراني امام البيان(ع) باشند كه فرمود: فكان اول عدله نفي الهوي عن نفسه1.
3- ايجاد فضاي مناسب و محيط سالم براي تقويت عدالت، حمايت از عدل و داد، مقابله با بي‌عدالتي و اسراف و تبذير و مبارزه بااستبداد، خودمحوري، ديكتاتوري، افساد در زمين، زورگويي، قلدري، شرارت و سلطه اجانب، غارتگران داخلي و بين‌المللي، ايجاد فضاي عدالت‌خواهي و عشق به عدالت كه در خميرمايه وجودي انسان‌ها نيز زمينه دارد و فطرت خداجو وعدالت‌خواه انسان‌ها طالب و عاشق عدالت است، مگر آنكه در اثر تعاليم غلط هوي و هوس و قدرت شهوت گردد و مسخ شود كه ديگر قابل اصلاح نخواهد بود.
4- ايجاد فرصت‌هاي مناسب براي همه جهت بهره‌برداري از امكانات، استعدادها، ظرفيت‌ها، شرائط و منابع و سرمايه‌هاي عمومي و ملّي.
بدون ترديد در سايه فرصت‌هاي مناسب و شرائط مساوي، ‌امكان رشد و شكوفايي استعدادها و پيشرفت جامعه و رقابت سالم و سازنده فراهم مي‌شود و استفاده بهينه و مطلوب از كليه فرصت‌ها، ‌امكانات و استعدادها و توانايي‌هاي بالفعل و بالقوّه و تلاش در فعليت رسانيدن هرچه بهتر و مفيدتر و كارآمدتر استعدادهاي بالقوّه.
5- ايجاد و تقويت عزم و اراده همگاني و عمومي جهت تحقق عدالت و قسط و اصلاح امور و رشد و توسعه و پويايي و تحول و ايجاد شرائطي مناسب براي اصلاح ساختارها و روش‌ها و رفع فقر و تبعيض و فساد و نابساماني‌هاي اجتماعي، سياسي، فرهنگي و اقتصادي و كار كردن كليه عوامل و عناصر اقتدار ملي و استقلال سياسي و اقتصادي و فرهنگي و مديريت كليه منابع به نحو بهينه و مطلوب و به روز و پرتحرك و بانشاط و هدفمند و آينده‌گرا وكاهش ضايعات و جلوگيري از اتلاف منابع.
البته بايد فضاي جامعه را با تعاليم عاليه اسلامي و علوي (ع) به سمت عدالت‌خواهي پيش برد و خانواده‌ها و مدارس و رسانه‌ها همواره درس عدالت و كرامت بدهند و مسئولان جامعه الگوهاي علمي و عملي عدالت‌خواهي باشند.
در هر صورت مشاركت مردم بر پايه معارف اسلامي در تمامي زمينه‌ها و نظارت بر حسن جريان امور،‌ در گسترش و پاسداري از عدالت بسيار مؤثر خواهد بود.
6- نظام توزيع امكانات و منابع و معادن و شرائط بايد در جهت تأمين اهداف و توسعه انساني و عدالت اجتماعي و رفع فقر و محروميت وكاهش تضادهاي اجتماعي و اختلافات طبقاتي عادلانه و قابل دفاع و هدايت شده باشد.
7- نظام مالياتي كارآمد: متأسفانه فرهنگ مالياتي و نظام مالياتي در كشور ما از توانايي و مطلوبيت لازم برخوردار نيست و موضوع فرار مالياتي و معافيت‌هاي فراوان مالياتي و نارسايي دستگاه مالياتي نيز مزيد بر علّت شده است. البته بارها در اين رابطه اقدام و لوايحي به مجلس و ديگر مراكز ارائه شده، ‌اما در عمل موفقيت لازم كمتر حاصل شده و نسبت ماليات‌ها به توليد ناخالص ملي رشد مطلوبي ندارد و شيوه‌هاي اخذ نيز از سلامت و توانايي و دقت و سرعت لازم برخوردار نيست و براي ماليات‌دهنده و ماليات‌گيرنده نيز كهنه،‌ فرسوده و خسته‌كننده و غالباً مشكل‌ آفرين است.
8- نظام قضايي عدالت‌خواه و كارآمد يكي از عوامل مهم اقتدار هر جامعه و مايه امنيت و آرامش و ثبات و اعتماد و اميد در ميان مردم است. دستگاه غدايي مقتدر، سرمايه عزت و اقتدار ملت و مانع اجهاف و تجاوز به حقوق جامعه است. در اسلام بر عدالت و استقلال قاضي بسيار تأكيد شده و از لحاظ شرائط زندگي و رفاهي نيز عنايت شده تا شمشير قضاوت در جهت عدالت و قسط حركت كند و اين بسيار مهم است.
9- اصلاح نظام استخدامي و گزينش شايسته و تأكيد بر اصل شايسته‌سالاري و پرهيز از حاكميت روابط بر ضوابط، پرهيز از تمركزگرايي، كاغذ بازي، طولاني شدن كارها، مراجعات مكرّر ارباب رجوع، برقراي ارتباطات ناسالم و اتلاف وقت مردم، استانداردكردن كارها و وظايف و دستورالعمل‌ها و وظايف ارگان‌ها و مسئولان و مديران و كاركنان و تأكيد بر اصل كارايي، بهره‌وري، قانون‌گرايي و شفافيت و مسئوليت‌پذيري و نظارت‌پذيري و پاسخ‌گويي و نيز استفاده از دو اصل تشويق و تنبيه در كارها و مسئوليت‌ها.
10- نظام بانكي حامي عدالت. با توجه به قدرت نظام بانكي در اقتصاد ملي و جريان گردش نقدينگي و نيز سرمايه‌گذاري و وام‌دهي و ايجاد تسهيلات فراوان براي جامعه و نوسانات شديد نرخ سود و يارانه‌هاي دولت در بخش‌هاي گوناگون و ده‌ها مسئله ديگر، نظام بانكي مي‌تواند سهم بسيار مؤثّر و كارآمدي در حمايت از توليد و تشويق توليدكنندگان و توزيع منابع و امكانات و ايجاد فرصت‌ها و گسترش عدالت در جامعه ايفا نمايد.
11- نظام تأمين اجتماعي فراگير و عدالت‌خواه تا نسبت به اقشار نيازمند به موقع اقدام كند و بارهاي افتاده جامعه را به دوش بگيرد و با انسان‌ها همراهي و مساعدت كند. البته منابع عظيم سازمان تأمين اجتماعي موجود بايد به صورت كارآمد و قدرتمند ودلسوزانه به كار گرفته شود و در فعاليت‌هاي عظيم و سالم و سازنده اقتصادي و توليدي و صنعتي به كار گرفته شود تا در آينده نياز به حمايت‌هاي دولتي محدود و سازمان خود و يا مجموعه سازمان و نظام و ارگان‌هاي ذيربط به صورت شايسته و نظام‌مند و كارساز و فعال عمل نمايند.
12- نظام بازنشستگي و از كار افتادگي و تأمين نيازها و ضرورت‌هاي دوران پيري سالخوردگي، ضعف و ناتواني، از كارافتادگي كلّي و جزئي و مواردي كه انسان‌ها سخت به محبت و مراقبت و تأمين معيشت و آرامش روحي و جسمي نيازمندند و پيش‌بيني‌هاي لازم و تدبير حكيمانه در اين راستا خود موضوعي مهم و قابل تقدير و اميدبخش است.
13- نظارت بر حسن انجام وظيفه محوله، مراقبت، مواظبت، محاسبه و نظارت، بازرسي و كنترل مردم و دستگاه‌هاي حكومتي يكي از حساس‌ترين وظايف حاكم اسلامي است، تا با چشم بينا ونظارت مستمر و دلسوزانه، مانع سوء استفاده از مقام و موقعيت و منصب شود و اجازه ندهد تا افراد خودسرانه عمل كنند و بيت‌المال را تيول خود قرار دهند.
14- هماهنگي ارگان‌ها ونهادهاي مسئول در راه تحقق عدالت و همكاري در كليه محورهاي ياد شده نيز يك ضروت و يك اصل است و الّا جامعه و نهادهاي گوناگون دچار سردرگمي و ناهماهنگي خواهند شد و هر بخش به سمتي خواهد رفت و تعادل از جامعه رخت بر مي‌بندد. در اين راستا مسأله نظام پرداخت از اهميت خاص و ويژه‌اي برخوردار است. متأسفانه با اينكه در كشور نظام هماهنگ پرداخت نيز تصويب شده اما بهتر است در كل بگوييم نظام ناهماهنگ پرداخت، چون ناهماهنگي و اختلاف پرداخت‌ها در مشمولين نظام استخدام كشوري و شركت‌ها و نهادها و ارگان‌ها و شهرداري‌ها و بانك‌ها و پيمانكاري‌ها و حق مأموريت‌هاي ارزي و ريالي و ده‌ها نوع پرداخت رسمي و غيررسمي ديگر و ده‌ها نوع مزاياي ديگر همه عامل اختلاف فاحش در دريافت‌ها و بهره‌برداري از امكانات كشور است كه نه تنها ما را به عدالت نزديك نمي‌كند. بلكه موجب تشديد اختلافات و ناهماهنگي در دريافت‌ها ونابساماني ضريب جيني جامعه خواهد شد.

عدالت واميرالمومنين(ع)،هيئت زوارالحسين(ع)

 
و نهايتاً به نكات ذيل بايد عنايت شود:
1- فرهنگ حمايت از محرومان و مستضعفان و تلاش در راه خود اتّكايي و تأمين نيازهاي آنان و ايجاد فرصت‌هاي مناسب شغلي و درآمدي و توليدي براي عدم وابستگي آنان و يا كاهش وابستگي به ديگران و جامعه و حكومت بايد به عنوان يك اصل فراگير و همه‌جانبه و مورد توافق همه مبناي فعاليت و توجّه قرار گيرد.
2- گسترش نظام جامع تأمين اجتماعي بر مبناي ايجاد تعادل‌هاي اجتماعي و حمايت از اقشار كم درآمد و يا بي‌درآمد و نيز بيكاران و افراد بي‌سرپرست و يا ازكارافتاده و يا بازنشسته و مانند ايشان در كليّه سطوح جامعه.
3- تقويت بيمه تكميلي مزدبگيران، كارمندان، ازكارافتادگان، بازنشستگان و مستمرّي بگيران و نيازمندان.
4- توجّه جدّي به رفع نابساماني‌هاي اقتصادي، اجتماعي در مناطق مختلف كشور و ايجاد تعادل‌هاي لازم در سراسر كشور و مناطق گوناگون.
5- كاهش فاصله بين طبقات اجتماعي و گروه‌هاي درآمدي جامعه.
6- برابري همه در برابر قانون و پيشگيري از زياده‌طلبي افراد و گروه‌ها و جريانات سياسي و جناح‌هاي قدرت‌طلب.
7- تقويت رقابت‌هاي سلام و سازنده در كليه زمينه‌ها و بخش‌ها تا موجب سوء‌استفاده و افزون‌خواهي و تكاثر و اجحاف و انحصار نشود.
8- رفع فرهنگ استثمار و انحصارطلبي از مردم و جامعه و شركت‌هاي انحصارگر.
9- اخذ صحيح ماليات بر اساس درآمد، مصرف و نيازهاي منطقي خانوارها.
10- گسترش فرهنگ و روحيه قناعت و عفاف و كفاف.
11- مقابله جدي با زراندوزي و اسراف و تبذير و تجمل پرستي و رفاه‌زدگي.
12- تقويت روحيه ايثارگري، قرض‌الحسنه، تعاون و همبستگي اجتماعي و اخوّت اسلامي.
13- تقويت مراكز خدمات اجتماعي و حمايت از اين قبيل مراكز.
14- تقويت ارائه خدمات و كالا به اقشار محروم و مستضعف و تأمين حداقل معيشت مورد نياز براي اين اقشار.
15- تأكيد بر اصل بهره‌وري در كليه زمينه‌ها و ابعاد و گسترش فرهنگ كار و كوشش و جهاد و اجتهاد و فداكاري در راه عزّت و اعتلاي اسلام و كشور.
16- به‌كارگيري مديران كارآمد و كارآفرين در كليه سطوح جامعه و حمايت و تشويق اين قبيل مديران و تأكيد بر تربيت نيروهاي با كفايت و دلسوز و وظيفه‌شناس و مردمي.
17- تأكيد بر اصل شايسته‌سالاري در نيروها و به‌خصوص مديران و پرهيز از اعمال سليقه‌هاي فردي و جناحي و باندي.
18- مقابله و مبارزه با فرهنگ بيكاري، تنبلي و تن‌پروري و مصرفي بودن و اتراف و اسراف و واردات بي‌رويه و اينكه كشور صرفاً مصرف‌كننده توليدات ديگران باشد.
19- مبارزه جدي با قاچاق كالا و ارز و مقابله با سوءاستفاده از شرايط اجتماعي و سياسي و فرهنگي جامعه و هضم شدن بيشتر در بازار جهاني و سلطه ديگران بر شئون حياتي ما.
20- تأكيد بر تدوين استراتژي لازم ده و بيست ساله و هماهنگي كليّه بخش‌ها با آن و همكاري نظام‌هاي آموزشي،‌ تبليغي، رسانه‌هاي عمومي، خدمات بانكي و بيمه‌اي و اجتماعي، سياست‌هاي مالي و پولي و بازرگاني و مباني و اصول حقوقي جامعه در راستاي تحقق آن اهداف و پيگيري در كليه مراحل تا حصول نتيجه نهايي و استفاده از دو اصل تشويق و تنبيه و نيز استاندارد كردن كارها و نظارت بر حسن اجراي آن.

و نهايتاً تأكيد بر دو نظام كارآمد، عدالت‌خواه و مؤثر:
الف- نظام آموزشي و تربيتي،
ب- نظام اداري و قضايي،1

كه مانند موتور حركت جامعه بوده و تكيه‌گاه عزت و سربندي ملت‌ها و يا سقوط و انحطاط آنها خواهند بود. اگر نظام آموزشي و نظام اداري از كارائي لازم برخوردار باشند آن جامعه عزيز و سربلند خواهد بود و اگر نظام آموزشي ضعيف و ناكارآمد باشد و در جذب و هدايت و مديريت منابع انساني ناتوان عمل كند و نيز نظام اداري جامعه پرهزينه و كم فايده باشد و به‌جاي سرباز، سربار باشد و به‌جاي كار و فعاليت و خدمت مصرف‌كننده باشد و به‌جاي دولت توسعه، توسعه دولت باشد و به‌جاي اسب لاغر ميان در روز ميدان توانائي لازم را در مواجهه با مشكلات و ارائه راه حل‌هاي مفيد و مناسب نداشته باشد، از انتظار عدالت كشيدن نتيجه‌اي به دست نخواهد آمد و راه رسيدن به آن به سادگي هموار نخواهد شد، چون زمينه‌ها، شرايط و ابزار لازم براي آن فراهم نشده است.
دولت بايد كارايي، كارآمد، كم هزينه و پرفايده و مصداق جمله شريفه اميرالمؤمنين(ع) كه فرمود: خفيف المؤنه و كثير المعونه باشد.
متأسفانه بهره‌وري در كشور ما بسيار پائين است و هزينه‌هاي سرباري فراوان و تا اصلاح نشود و بهره‌وري افزايش نيابد، بار سنگين هزينه‌ها بر دوش ملت تحميل خواهد شد.
بنابراين بايد مفهوم و تعريف روشني از عدالت داشته باشيم، آنگاه برنامه و سياست‌هاي راهبردي و شايست‌هاي تنظيم شود.
تيم اقدام‌كننده‌ شايسته‌اي انتخاب شود كه درد و درمان هر دو را بشناسد و افراد تيم و نهاد مربوط خود مظهر عيني و حقيقي و عملي و اعتقادي عدالت‌خواهي باشند و بيماري و آسيب‌هاي راه را خوب بشناسند.
تدابير لازمي براي اصلاح مسير و مقابله با آسيب‌ها تدارك ديده شود.
مؤلفه‌ها و عوامل گسترش عدالت به ‌خوبي شناخته شود. اعتماد متقابل بين مسئولان برقراري عدالت و دولت و مديران و كارگزاران و مردم برقرار شود و مردم به‌طور كامل باور كنند و اعتماد نمايند و عزم و اراده فراگير در جامعه برقرار شود و همه دست در دست يكديگر براي تحقق عدالت همه جانبه تلاش و مجاهدت كنند و با عشق و ايمان در راه ساختن جامعه اسلامي بر مبناي عدالت فداكاري نمايند.
بدون ترديد نقش زمامداران و رهبران جامعه بسيار تعيين كننده است.
خوشبختانه نظام اسلامي و امام راحل(رض) و رهبري بزرگوار آن با تمامي وجود در جهت تحقق عدالت و گسترش عدل و قسط در جهان پافشاري و تلاش مي‌كنند و انقلاب اسلامي ملت بزرگ ايران را مقدمه ظهور عدالت‌گستر جهان مي‌دانند.
اميد است ما بتوانيم نمونه كوچكي از آن تحولات عظيم جهاني را نشان بدهيم و ولايت فقيه را با عدالت آميخته و الگوئي دلنشين بسازيم.
از اين نكته نيز نبايد غفلت كرد كه عدالت علوي صرفاً در ابعاد مادي و فيزيكي و قضائي و حقوقي و اقتصادي و مانند آن خلاصه نمي‌شود، بلكه بالاترين عدالت در حفظ، پاسداري و صيانت از كرامت و آزادي و آزادگي انسان‌ها در راه خداست.
عدالت عميق اخلاقي و معنوي، عدالت در احساس فضاي برابري و برادري و كرامت الهي، عدالت در ابعاد روحي و شخصيت و حرمت نسبت به انسان‌ها كه در وجودشان احساس آرامش، كرامت، فضيلت، برابري و برادري و حرمت والاي انساني داشته باشند و احساس كنند كه در نظام علوي و ولائي حرمت انسان‌ها بسيار مقدّس‌تر و والاتر از وجود فيزيكي و مادي آنهاست.
كلمات گهربار اميرالمؤمنين(ع) در نهج‌البلاغه شريف و عنوان مقدّس عبادالله وانصف الله وانصف الناس من نفسك1 و من خاصه اهلك و يا تعبير شريف ولا يضيعوا بحضرتكم2 نشان دهنده اين ديدگاه عالي و متعالي كانون عدالت و كرامت و فضيلت، امام المتقين(ع) است. خداوند توفيق درك و عمل به همه ما عنايت فرمايد ان‌شاءالله.

عدالت واميرالمومنين(ع)،هيئت زوارالحسين(ع) 


1 -  اين روايت در منابع مختلف ذكر شده است. محدث اربعي كشف الغمّه في معرفه الائمه، ج1، ص53 عبارت متن را ذكر كرده است. شيخ حسن ديلمي در ارشاد القلوب الي الصواب، ج2 ص431 در ضمن بشارت پيامبر(ص) به فاطمه(س) مي‌فرمايد: يا فاطمه انّ عليا و شيعه هم الفائزون يوم القيامه. علامه مجلسي در بحارالانوار در مواضع متعددي نقل نموده: درجِ65، ص31، حديث64، سئلت ام سلمه زوج النبي(ص) عن علي‌بن‌ابيطالب(ع) قالت سمعت رسول الله(ص) يقول انّ عليا شيعه هم الفائزون. همچنين درج7، ص178، حديث16، پيامبر(ص) بشارتي مي‌دهد. ابن مسعود از حضرت سؤال مي‌كند اين مبشرين چه كساني هستند؟ فضرب علي منكب علي(ع) ثم قال هذا و شيعه هم الفائزون. تعابير ديگر از قبيل يا علي انت و شيعتك هم الفائزون و... به تواتر از نبي مكرم اسلام(ص) نقل شده است.

1 – الْعَدْلُ يَضَعُ الْأُمُورَ مَوَاضِعَهَا وَ الْجودُ يُخرِجُهَا مِنْ جِهَتِهَا. (نهج‌البلاغه / حكمت437)

2 -  نهج‌البلاغه / خطبه 216

1 -  نهج‌البلاغه / حكمت 437

2 -  نهج‌البلاغه صبحي صالح / نامه 53

3 -  نهج‌البلاغه / حكمت 31 و غرر و درر، واژه عدل (70كلمه)

1 -  نهج‌البلاغه صبحي صالح / خطبه 87

2 -  سوره حديد / 25

1 -  نهج‌البلاغه صبحي صالح / خطبه 87

1 -  بر دو نظام كارآمد فوق تقويت و بهبود اصلاح ساختار فرهنگ عمومي جامعه را نيز مي‌توان اضافه كرد. گرچه نهايتاً فرهنگ عمومي رابطه‌اي متقابل با دو نظام فوق برقرار مي‌كند. يعني هم در اين دو نظام مهم تأثيرگذار است و هم متأثر از آن است.

1 -  نهج‌البلاغه / نامه 53

2 -  نهج‌البلاغه / نامه 47

                                          موسسه حفظ ونشرآثارمقام معظم رهبري(مدظله العالي)

عدالت واميرالمومنين(ع)،هيئت زوارالحسين(ع)

تا كنون نظري ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در مونوبلاگ ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.