
تروريسم خوب - تروريسم بد،تروريسم دولتي
از نگاه اسلام، تروريسم، امري منفور و مردود است؛ ولي از ديد مستكبران كه همه چيز را در نگاه ابزاري خويش مي بينند، تروريسم دو نوع است: خوب و بد؛ كه البته بدي و خوبي هم باز در قاموس فكري مستكبران با معيارهاي خوب و بد در نگرش خداباوران تفاوت دارد.
يكي از مضحك ترين اموري كه در دنياي كنوني مي توان ديد، وارونه كردن حقايق و واقعيت ها و اختلاط عناوين و اسامي است. به گونه اي كه يك هنجار زشت و پست را در ذيل عنواني نيك، مخفي داشته و حقايقي متعالي را تحت عنوان و اسمي نفرت انگيز، معرفي مي كنند. بديهي است كه در اين مكاره بازار، هر كه رسانۀ قوي تر و بيشتر در اختيار داشته باشد، در تخدير اذهان مردم و فريب دادن مخاطبانش موفق تر خواهد بود؛ تا بدانجا كه در موارد زيادي حتي دارندگان حقايق متعالي باورشان مي شود كه آن حقايق، در حقيقت امري منفي و مذموم است و از سوي ديگر اشخاص بسياري از جوامع داراي پيشينه ضعيف ارزشي و معرفتي، گمان مي برند چيزي كه به عنوان ارزش بدانها معرفي شده، واقعا ارزش و يك هنجار مثبت است. «تروريسم» و «تروريست» از همين دست امور منفي است كه در مصاديق روشن خود در غرب وجود داشته و دارد، ولي آنان اقدامات خود را ترور نام ننهاده و در طرف مقابل براي اقدامات درست دشمنان ومخالفان خود از تعبير تروريسم استفاده مي كنند و افراد و نيز دولت هاي مخالف خود را بدان مي شناسند.[۱]
لطفا براي ادامه، روي ادامه مطلب كليك كنيد!!!!

از نگاه اسلام، تروريسم، امري منفور و مردود است؛ ولي از ديد مستكبران كه همه چيز را در نگاه ابزاري خويش مي بينند، تروريسم دو نوع است: خوب و بد؛ كه البته بدي و خوبي هم باز در قاموس فكري مستكبران با معيارهاي خوب و بد در نگرش خداباوران تفاوت دارد.
يكي از مضحك ترين اموري كه در دنياي كنوني مي توان ديد، وارونه كردن حقايق و واقعيت ها و اختلاط عناوين و اسامي است. به گونه اي كه يك هنجار زشت و پست را در ذيل عنواني نيك، مخفي داشته و حقايقي متعالي را تحت عنوان و اسمي نفرت انگيز، معرفي مي كنند. بديهي است كه در اين مكاره بازار، هر كه رسانۀ قوي تر و بيشتر در اختيار داشته باشد، در تخدير اذهان مردم و فريب دادن مخاطبانش موفق تر خواهد بود؛ تا بدانجا كه در موارد زيادي حتي دارندگان حقايق متعالي باورشان مي شود كه آن حقايق، در حقيقت امري منفي و مذموم است و از سوي ديگر اشخاص بسياري از جوامع داراي پيشينه ضعيف ارزشي و معرفتي، گمان مي برند چيزي كه به عنوان ارزش بدانها معرفي شده، واقعا ارزش و يك هنجار مثبت است. «تروريسم» و «تروريست» از همين دست امور منفي است كه در مصاديق روشن خود در غرب وجود داشته و دارد، ولي آنان اقدامات خود را ترور نام ننهاده و در طرف مقابل براي اقدامات درست دشمنان ومخالفان خود از تعبير تروريسم استفاده مي كنند و افراد و نيز دولت هاي مخالف خود را بدان مي شناسند.[۱]
از مصاديق وارونه جلوه دادن حقيقت تروريسم، قضيۀ فلسطين و اسرائيل است. بلندگوهاي استكبار طوري به جهانيان قبولانيده اند كه اسرائيلي هاي متجاوز به فلسطين، صاحب خانۀ اصلي بوده و اين فلسطينيان مظلوم اند كه به اسرائيل تجاوز نموده و تروريست تشريف دارند! و به فرمايش مقام معظم رهبري در عصر كنوني هيچ ظلمي با اين عظمت سراغ نداريم.[۲] مورد دوم در اين زمينه ايران اسلامي است. ايران با اينكه خود از اصلي ترين كشورهاي قرباني تروريسم است و «بهاي گزافي را در مبارزه با تروريستهاي دستپروردۀ آمريكا و اسرائيل پرداخته است.»[۳] متهم به دفاع از ترور مي گردد و از سوي ديگر اقدامات ددمنشانه و وحشيانۀ دولت هاي استكباري، به عنوان حفظ حق گروه هاي خاص معرفي مي شود. درست است كه فرقه هاي واقعي تروريسم در جهان اهل تسنن زود رشد مي كند(مثل داعش، بوكوحرام، طالبان و...) اما ذات ديانت اهل سنت اين امور را بر نمي تابد و عمدۀ اين گروه هاي تروريستي به وسيلۀ آمريكا، انگليس و وهابيت ايجاد مي شوند و هدف اصلي از ايجاد آنان هم، تفرقه اندازي بين مسلمانان جهان و مخدوش كردن چهرۀ اسلام واقعي و ضربه زدن به نظام مقدس جمهوري اسلامي است. در ادامه چند فرمايش روشن گرانه و حكيمانه از مقام معظم رهبري پيرامون تروريسم را در انواع دولتي و بين المللي و فرقه اي از نظر مي گذرانيم:

تروريست واقعي
«ايران اسلامي را در تبليغات جهاني خود، مورد تهمت قرار مي دهند و ميگويند از تروريسم حمايت مي كند، يا تروريستها را پناه مي دهد. اين يك دروغ بي شرمانه و بسيار وقاحتآميز است. اگر منظور از تروريست كسي است كه براي اغراض خود، جان بي گناهان را هدف قرار مي دهد، پس امروز بزرگترين تروريست ها زير دامان امريكا فعاليت مي كنند. امروز رژيم صهيونيستي مظهر كامل تروريسم است. شما ملاحظه كنيد؛ هر روز كه مي گذرد، عناصر تروريستِ رژيم صهيونيستي، انسان هايي را كه در خانه خود، روي خاك خود و در سرزمين خود زندگي مي كنند، مورد تهاجم قرار مي دهد. افكار عمومي ما فراموش نكرده است كه در چند سال قبل و در همسايگي ما، دلارهاي امريكا و وابستگان امريكايي يك عدّه تروريست متعصّب را براي ضربهزدن به جمهوري اسلامي بهوجود آوردند؛ اما نتوانستند از طرح خائنانه خود استفاده كنند و امروز همان لقمه در گلوي خودشان گير كرده است. با ايجاد تعصّبات تند و شديدِ ضدّ ايراني و ضدّ نظام اسلامي، عدّهاي را به كارهاي تروريستي وادار كردند؛ اما امروز خودشان اسير آنها شدهاند. ايران را به تروريسم متّهم مي كنند! ايران طرفدار تروريست ها نيست، به هيچ تروريستي هم پناه نمي دهد و نداده است؛ اما جمهوري اسلامي معتقد است در سرتاسر دنياي اسلام، ميليونها جوان و انسان آزاده، لبريز از كينه و نفرتِ ستمگران و اشغالگران امريكايي هستند. شما نمي توانيد اينها را تروريست بدانيد. نمي توانيد اسم ميليون ها انسان را در عراق و مصر و عربستان و شمال آفريقا و پاكستان و افغانستان تروريست بگذاريد. امروز ميليونها انسان هستند كه ظلم نيروهاي امريكايي را مي بينند... تروريستند!؟ مجاهدين فلسطيني كه از سرزمين خود دفاع ميكنند، تروريستند!؟ مردمِ مظلومِ فلسطين كه هر روز با تانكها و آتش پُرحجم و انبوه نظاميان صهيونيست مواجهند و از خود دفاع مي كنند، تروريستند!؟ جوانانِ مؤمنِ لبناني كه در مقابل تهاجمِ بي وقفه اسرائيل ايستادند و با نثار جان خود توانستند صهيونيست ها را از لبنان عقب برانند و امروز هم وجود آنها موجب شده است كه اسرائيل جرأت نكند به لبنان حمله كند، تروريستند؟... اينها تروريستند!؟ تروريست ها كساني هستند كه با ملتها در خانههاي خودشان مقابله و مبارزه مي كنند.»[۴]

آمريكا و برداشت غلط از معناي تروريسم
«در ذهن مسؤولان امريكا، مفهوم تروريسم، مفهوم غلطي است. آنها تروريسم را بد معنا مي كنند؛ به گونهاي معنا مي كنند كه كشتار دستجمعي و قتلعامِ مردم صبرا و شتيلا... تروريسم به حساب نميآيد!... دولت غاصب صهيونيستي... رسماً تصويب كرد كه بايد عناصري از فلسطينيها ترور شوند - حتّي اسم ترور را آوردند - ترور هم كردند؛ ماشينشان را منفجر كردند و افراد متعدّدي را كشتند؛ اما هيچكدام از اينها مصداق تروريسم نيست؛ ولي مردم فلسطين كه براي دفاع از سرزمين و استنقاذ حقِّ پامال شده خودشان قيام ميكنند، فرياد مي كشند و سنگ در دست دارند، اسلحه هم ندارند، تروريستند! منطق امريكايي ها اين است. اين منطقِ غلطي است و دنيا آن را قبول نمي كند... مي گويند تروريستِ خوب و تروريستِ بد نداريم؛ همه تروريست ها بدند؛ اما خودشان عملاً تروريسم را به تروريسمِ خوب و تروريسمِ بد تقسيم مي كنند! در آسمان خليج فارس، هواپيماي ايران را با صدها نفر مسافر، بدون هيچ دليل و بهانهاي منفجر مي كنند؛ افراد را در دريا تكّهپاره و غرق مي كنند؛ بعد فرمانده آن ناو را نه فقط محاكمه و توبيخ نمي كنند، و نه فقط از ايران عذرخواهي نمي كنند، بلكه به فرمانده آن ناو جايزه مي دهند! اين شد تروريسمِ خوب! منطق، منطقِ غلطي است. مفهوم، مفهومِ نادرستي است كه توقّع دارند براي همين مفهوم نادرست، همه دنيا بسيج شوند و پشت سر آنها راه بيفتند و هر كاري كه آنها ميخواهند بكنند، بقيه نه فقط اعتراض نكنند، بلكه همه بايد به آنها كمك هم بكنند!... اصل كلام اين است كه ما دولت امريكا را در مبارزه با تروريسم، صادق نمي دانيم. آنها صداقت ندارند و راست نمي گويند؛ اهداف ديگري دارند. ما امريكا را براي هدايتِ حركتِ جهاني عليه تروريسم، صالح نمي دانيم. دست امريكا به همه جناياتي كه رژيم صهيونيست در اين چند سال انجام داده، آلوده است و در اين روزها هم با كمال قساوت و وحشيگري، جنايات خود را دنبال ميكند. همه بدانند... ايران اسلامي در هيچ حركتي كه رهبري آن با امريكا باشد، شركت نخواهد كرد. البته مبارزه با تروريسم و ناامنىِ فضاي زندگي انسانها، يك مبارزه واجب و لازم و يك جهاد است. هر كس بتواند در اين مبارزه شركت كند، بايد اين كار را بكند؛ منتها اين يك حركت جهاني است و بايد رهبرىِ صالحي داشته باشد.»[۵]
استفادۀ ابزاري از تروريسم
«دنيا... دنياي خوبي نيست؛ دنياي بدي است؛ دنياي جاهليت است؛ دنياي غلبهي شهوتران ها و زورگوها بر اكثر مردم جهان است. در يك چنين دنيائي خيلي بايد مراقب بود، خيلي بايد هوشيارانه عمل كرد، مدبرانه عمل كرد، شجاعانه عمل كرد. ميبينيد رفتار اين سران دنيا را؛ براي اطماع خودشان، براي حرص خودشان، براي پشتيباني و حمايت از كمپانيهاي مورد تأييد خودشان، براي پر كردن جيبهاي كمپانيداران و سرمايهداران بزرگ، ميبينيد چه فجايعي در دنيا دارد اتفاق ميافتد؛ البته زير نام نيك شعارهاي توخالي و دروغين. جنگطلبند، اسم صلح را ميآورند و زير تابلوي صلح ميايستند؛ براي انسانها و بشر هيچ حق و اعتباري قائل نيستند، زير تابلوي حقوق بشر قرار ميگيرند؛ اهل تجاوزند، تجاوز جزو سياستهاي اصلي كارهايشان است، ادعاي مقابله با تجاوز ميكنند؛ در سياستهاي خودشان، در رفتارهاي خودشان، از همهي شيوههاي كثيف استفاده ميكنند و بهره ميگيرند؛ از ترور استفاده ميكنند، سازمانهاي تروريست به وجود ميآورند، شركتهاي تروريست استخدام ميكنند- كه اينها چيزهاي واضح امروز دنياست.»[۶] «كيست در دنيا كه نداند گروههاي تروريستياي كه به نام آنها امروز در عراق كاري انجام ميگيرد، بعضي از آنها ساختهي دست خود آمريكايند؛ بعضيها هم زير نفوذ آمريكايند؟ كيست كه نداند اينها دارند در عراق اختلاف بين سني و شيعه ايجاد ميكنند؟ كيست كه نتواند حدس بزند كه اينها ميخواهند ناامني باشد تا بتوانند بيشتر به اشغال غير قانوني و غير مشروعِ خودشان ادامه دهند؟ آنها مسئول و متهماند. تروريستها زير چشم خود آنها دارند حركت ميكنند؛ ما اطلاع داريم؛ اين ديگر حدس نيست. در بعضي از مرزهاي عراق تروريستها زير چشم خود امريكاييها- و شايد با كمك خود آنها- از اينجا به آنجا منتقل ميشوند؛ آن وقت ميآيند بي خود ايران يا سوريّه را متهم ميكنند.»[۷]

دفاع پيوستۀ ايران از قربانيان تروريسم
«ما در داخل كشور خودمان، در عراق، در سوريه، در لبنان با كساني كه عليه تروريسم مي جنگيدند همكاري كرديم، كمكشان كرديم، بازهم ميكنيم؛ ما مقابل تروريسم هستيم. خطرناكترين و خبيثترين تروريستهاي اين منطقه صهيونيستها هستند؛ ما با صهيونيستها مواجهايم و مقابليم. به ما مي گويد ايران از تروريسم حمايت مي كند! شما از تروريسم حمايت مي كنيد؛ آمريكا حامي دولت تروريستي صهيونيست است؛ آمريكا داعش را بهوجود آورد؛ آمريكا داعش را حمايت كرد؛ شما از تروريست هايي كه در سوريه آدم ميكُشند، آدم زنده را آتش مي زنند، سينهي مرده را مي شكافند، قلبش را بيرون مي كِشند و به دندان مي كِشند، حمايت كرديد؛ شما اينها را پشتيباني كرديد، شما به اينها دلگرمي داديد؛ هواپيماهاي بيسرنشين شما در پاكستان و در افغانستان خانههاي مردم را ويران كردند، مجالس عروسي مردم را عزا كردند - كه در عراق هم همين اتّفاق افتاد - اين كارها را شما داريد مي كنيد؛ تروريسم مال شما است؛ تروريست شما هستيد... ما با تروريسم مخالفيم و با هر تروريستي مبارزه خواهيم كرد. ما از هر مظلومي حمايت خواهيم كرد؛ امروز ملّت يمن مظلومند.»[۸]
آمريكا و دفاع از تروريسم ضد ايراني
«مسئلهي ما و آمريكا... يكي از آزمونهاي مهم انقلاب از روز اول... بوده است. از روز اوّلي كه انقلاب پيروز شد، در مواجهه و نوع تعامل با دولت ايالات متحدهي آمريكا، ميداني به عنوان يك آزمون بزرگ براي ملت ايران باز شد. در طول اين سي سال، همواره اين آزمون مهم و بزرگ ادامه داشته است. دولت آمريكا از اول با اين انقلاب با روي عبوس و چهرهي ترش و با لحن مخالفت روبهرو شد. البته آنها با محاسباتِ خودشان حق هم داشتند. ايران قبل از انقلاب در مشت آمريكا بود؛ منابع حياتياش در اختيار آمريكا، مراكز تصميمگيري سياسياش در اختيار آمريكا، عزل و نصب مراكز حساس در اختيار آمريكا؛ مرتعي بود براي چراي آمريكائيان و نظاميان آمريكائي و غير آنها. خوب، اين از دستشان گرفته شد. ميتوانستند مخالفت خود را اينجور خصمانه ابراز نكنند؛ اما از اول انقلاب دولت آمريكا- چه رؤساي جمهور جمهوريخواهشان، چه رؤساي جمهور دمكراتشان- با نظام جمهوري اسلامي بدرفتاري كرد؛ اين چيزي نيست كه بر كسي پوشيده باشد. اولين كاري كه از طرف آمريكائيها انجام گرفت، تحريك مخالفين پراكندهي جمهوري اسلامي و كمك به حركت هاي تجزيهطلب و تروريستي در كشور بود؛ از اول اين كار را شروع كردند. در هر نقطهاي از نقاط كشور كه حركت هاي تجزيهطلب در آنجا زمينهاي داشت، انگشت آمريكائيها را ما ديديم؛ گاهي پول آنها را، و حتّي در مواردي عناصر آمريكائي را ما در آنجا ديديم.»[۹]
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
[۱] . حديث ولايت، ج۳، ص۲۱.
[۲] . همان، ج۹، ص۱۵۳.
[۳] . پيام مقام معظم رهبري به كنگرهي عظيم حج؛ ۳۰ بهمن ۱۳۸۰.
[۴] . بيانات در سالگرد ارتحال حضرت امام خميني(عليه الرحمه)؛ ۱۴ خرداد ۱۳۸۲.
[۵] . بيانات در ديدار خانوادههاي شهداي نيروهاي مسلح؛ ۴ مهر ۱۳۸۰.
[۶] . بيانات در ديدار فرماندهان ارشد نظامي و انتظامي؛ ۲۲ فروردين ۱۳۸۹.
[۷] . بيانات در خطبههاي نمازجمعه؛ ۲۸ مرداد ۱۳۸۴.
[۸] . بيانات در ديدار مسئولان نظام و سفراى كشورهاى اسلامى؛ ۲۶ ارديبهشت ۱۳۹۴.
[۹] . بيانات در ديدار زائران و مجاوران بارگاه حضرت عليبنموسي الرضا(عليه السلام)؛ اول فروردين ۱۳۸۸.
ولايت فقيه وحكومت اسلامي